مسیر میانه

مسیر میانه

اگر از خود نشانه ای از تقلا و کوشش نشان می دهید،این بدین معناست که منظرگاه درستی ندارید.

هر انسانی بالاخره مجبور به روبه رو شدن با سختی و یا مسببات سختی می شود. هر انسانی مجبور به تحمل دردهای فیزیکی، روانی و روحی می باشد زیرا بدون این دردها، امکانی برای یادگیری دروس بر روی این سیاره نخواهد بود. هیچ تزکیه نفسی و هیچ رها شدنی از آلاینده هایی که روح انسان را احاطه کرده اند نخواهد بود. تنها راه حل برای این مشکل، زندگی در مسیر میانه است.

مسیر میانه بر پایه چهار حقیقت اصیل می باشد که توسط گوتاما عنوان شده که بیشتر از او با عنوان روشن بین یا بودا یاد میشود. گوتاما آموزش داد که هر چیزی امکان سختی (زجر و ناراحتی) را درون خود دارمیباشد که از آن می توان تنیجه گرفت که هر اتفاقی در زندگی می تواند منجر به درد، ناراحتی یا ناهماهنگی شود. البته گفتیم که فقط می تواند! هیچ کجا ذکر نشده که همه چیز باید ایجاد درد، سختی یا غم و اندوه کند. بیشتر سختی ها و مشکلات زندگی روزانه ما تنها زاده طرز زندگی و اندیشیدن خود ماست و با این حال مردم دائما به دنبال مقصر انگاشتن دیگران هستند. و این شاید به خاطر احتمال دریافت غرامتهای مالی باشد؟ انگار به جای حل کردن هسته مشکلات توسط خودشان، پول می تواند جواب همه بدختی ها، درد، ناراحتی یا ناهماهنگی آنها باشد!

اولین حقیقت اصیل: ااگر در زندگی تان خوشحال نیستید دلیلش این است که در زندگی تان با طبیعت هماهنگ نیستید. اگر شما نمی توانید درهماهنگی با دنیا زندگی کنید دلیلش این است که نیاموخته اید که چه طور دنیا را همانگونه که هست با تمامی معایبش و امکانهای سختی اش بپذیرید. شما تنها زمانی به خوشبختی می رسید که دلیل بددختی را درک کرده باشید و از آن اجتناب کنید. بعضی وقتها امکان اجتناب از آن دلایل وجود ندارد، پس باید یاد بگیرید که از میان آنها به آرامی عبور کنید. آرامش در حقیقت نبود کشمکش درونی و بیرونی است.

دومین حقیقت اصیل: این وسوسه عطش گونه است که باعث نو کردن اموالتان می شود. وسوسه عطش گونه با لذات نفساني همراه مي‌شود و به دنبال رضايتمندي مي‌گردد. گونه‌اي از وسوسه‌ها براي لذت‌هاي حسي است و يا وسوسه‌هايی براي ثروت و دارايي‌هاي دنيوي است. خود دنيا جاي بدي نيست اما برخي از انسان‌ها هستند كه يقيناً بد هستند آن‌ها در حقيقت مي‌توانند دنيا را بد جلوه دهند و اين روش و رفتار و اشتباهات خود ماست كه دنيا را بسيار بد جلوه مي‌دهد. هر انساني تمايلاتي، وسوسه‌ها و حتي لذايذی دارد كه او را مجبور به انجام كارهايي مي‌كند كه اگر در هماهنگی و رها از چنین وسوسه ها و لذائذی می بود هرگز آن‌ها را انجام نمي‌داد. آموزه بزرگ بودا اين بود كه كسي كه اسير وسوسه است آزاد نخواهد بود و فردی كه آزاد نيست نمي‌تواند خوشبخت باشد پس رهایی از وسوسه‌ها يك قدم بزرگ رو به جلو و به سمت خوشبختي است.

سومين حقیقت اصیل: يكي از كوتاه‌ترين و ساده‌ترين حقيقت‌ها، همان‌گونه كه گوتاما آموخته وقتي فردي وسوسه چيزي را به پايان مي‌رساند آن زمان رنج مرتبط با آن چيز را به پايان رسانده. رنج با پايان يافتن كامل وسوسه به پايان مي‌رسد. فردي كه وسوسه دارد معمولاً وسوسه اش به دارايي‌هاي ديگران است او تبديل به يك انسان آزمند مي‌شود. او طمع داشتن دارايي‌هاي ديگران را دارد و هنگامي كه نتواند آن‌ها را به دست آورد خشم و غضب درون او رسوخ مي‌كند و او از فرد دارنده آن دارايي‌ها كه اون طمع شان را داشته بيزار مي‌شود. و اين باعث ايجاد خشم، عصبانيت و رنج در او مي‌شود. اگر كسي طمع چيزي را داشته باشد كه نتواند به دستش بیاورد آن وقت بدبختي از راه مي‌رسد. اعمال سر منشأ گرفته از وسوسه‌ها، باعث بدبختي مي‌شوند. خوشبختي آن موقعی اتفاق مي‌افتد كه وسوسه‌ها به پايان برسند وقتي كه زندگي را همان گونه كه هست و خوبي‌ها را به همراه بدي‌ها بپذيريم.

چهارمین حقیقت اصیل: چهارمین حقیقت از چهار حقیقت اصیل به هشت بخش تقسیم می شود که به آن طریق هشت گانه میگویند. هشت پله برای رسیدن به رهایی از امیال کالبد فیزیکی وجود دارد، برای رهایی ار وسوسه ها. همانند بسیاری از مردم وسوسه ها را با آرمان ها و آرزوها اشتباه نگیرید!

1- دیدگاه درست: همانطور که گوتاما آموخته، فرد باید دیدگاه درستی از بدبختی داشته باشد. فردی که احساس بدبختی یا ناخشنودی می کند باید به درستی دریابد که چرا بدبخت یا ناخشنود است باید خودش بررسی کند و دلیل این ناخشنودی را بیابد. وقتی فردی خودش توانست کشف کندکه دلیل ناخشنودی چیست آنگاه آن فرد می تواند عملی در موردش انجام دهد که به چهارمین حقیقت از چهار حقیقت اصیل دست یابد و به خود بگوید من چه طور می توانم خوشبختی را بیابم؟ پیش از اینکه بتوانیم سفر زندگی را با ذهنی آرام پیش ببریم با امید به اینکه بتوانیم زندگی مان را هدایت کنیم( زیرا زندگی باید هدایت شود) باید بدانیم که هدفهایمان چه هستند؟

2- آرمانهای درست: هر فردی در زندگی آرمانی دارد که شاید روحی و یا شاید مادی باشد و شاید هم دست آوردی معنوی، شاید کمک به دیگران و شاید هم فقط کمک به خودشان باشد. اگرچه انسانها دچار گیجی و سردرگمی هستند زیرا اشتباهی راهنمایی شده و سردرگم شده اند و قارد به درک چیزهایی که باید درکشان کنند نیستند . ما باید از شر همه اصول اشتباه خلاص شویم همه لغات اشتباه، و به روشنی ببینیم که چه هستیم و باید چه باشیم و اینکه چه امیالی داریم . ما باید اصول اشتباه را دگرگون کنیم اصولی که ما را به سمت بدبختی هدایت می کنند . بیشتر مردم فقط به من، خود یا مال خود فکر می کنند . بیشتر مردم این سیاره زیادی بر خودشان متمرکز می باشتد و به حقوق و دیدگاه دیگران هیچ اهمیتی نمی دهند . تنها با کمک کردن به دیگران است که ما به خودمان کمک می کنیم. این امری بسیار اساسی است که ما خودمان را به عنوان یک موضوع مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم. بسیار با اهمیت است به خودمان طوری نگاه کنیم که گویی کاملا غریبه هستیم. آیا شما این غریبه را دوست دارید؟ دوست دارید این غریبه دوست صمیمی شما باشد؟ چطور میتوانید با این غریبه یک عمر زندگی کنید با آن غذا بخورید و نفس بکشید و با آن بخوابید؟ پیش از اینکه بتوانید در زندگی موفق شوید باید آرمانهای درستی داشته باشید و در پی این آرمان درست چیزهایی را که لازم است داشته باشید به همراه آن می آیند.

3- سخن درست: بدین منظور میباشد که فرد باید سخن خویش را کنترل کند، نباید تهمت بیهوده بزند نباید به دنبال شایعه ها برود طوری که انگار حقیقت هستند. با سخن درست فرد باید به دیگران سود برساند و آن هنگامی که ممکن است با سخنش به کسی صدمه بزند، سخنش را محفوظ نگه دارد. تنها زمانی سخن بگوید که سخن نیکوست و مخصوصاً هنگامی که سخن بتواند برای فردی سودمند باشد. سخن می تواند از شمشیر کشنده تر باشد و سخن بد می تواند از سمی ترین زهرها سمی تر باشد. سخن می تواند یک ملت را نابود کند و این در تاربخ اتفاق افتاده است. اخبار امروزه مثال بسیار خوبی است از اینکه چطور کلمات می توانند مشکلات بسیاری در کل دنیا ایجاد کنند. پس انسان باید سخن درست بر لب داشته باشد و سخن درست سر منشاء فکرهای درست است.

4- رفتار درست، اگر فردی به درستی رفتار کند آن فرد در سخن خویش اشتباه نخواهد کرد. پس رفتار صحیح در داشتن سخن درست و آرمان درست دخیل است. رفتار صحیح یعنی اینکه فرد دروغ نگوید مشروبات الکلی( مواد مضر) ننوشد دزدی نکند موادمخدر مصرف نکند و در آخر قمار نکند. گوتاما به ما آموخت که ما نتیجه افکار خودمان هستیم چیزی که در حال حاضر هستیم چیزی است که افکار گذشته ما از ما ساخته. پس اگر الآن درست فکر کنیم و درست رفتار کنیم در آینده نزدیک همه چیز برایمان درست خواهد بود. تنفر هرگز با تنفر از بین نمیرود تنها با عشق میتوان با تنفر جنگید. بگذار فرد با عشق بر خشم دیگری فایق آید و بگذار فرد با عمل نیکو بر شرارت دیگری فایق آید. نباید به آنان که با زبان سخت و با چوب و سنگ به شما حمله کرده اند حمله کنید و این به این معنی نیست که اگر زندگیتان در خطر باشد شما نباید از خودتان در برابر چنین حملاتی دفاع کنید. اگر کسی شما را نفرین کرد شما باید خشمتان را مغلوب کنید و مصمم باشید که ذهنتان مغشوش نشود و هیچ سخن خشم آلودی از دهانتان خارج نشود. شما باید مهربان و دوستانه و بی هیچ کینه ای بمانید.

5- مرحله بعدی طریق هشتگانه، معیشت درست: بر اساس آموزه های بودا مشاغل خاصی هستند که برای تکامل معنوی ما مضر میباشند، این مشاغل نباید دنبال شوند. برای مثال قصابی، فروشنده سم، فروشنده مواد یا الکل، ویا تجارت برده و یا برده داری، هر چیزی که بتواند به هر موجود زنده ای صدمه بزند. با صدمه زدن به دیگران شما تنها به خودتان لطمه میزنید. و با کمک کردن به دیگران شما به خودتان کمک می کنید. حقیقتاً به همین سادگی است!

6- تلاش درست: تلاش صحیح معنای به خصوصی دارد و آن این است که هر فردی در طول طی طریق هشتگانه باید با سرعت مناسب حال خودش پیش برود. کسی که به دنبال پیشرفت است نباید عجول باشد و با عجله پیش برود پیش از آن که درسهایی را که باید بیاموزد آموخته باشد. اما همچنین این جوینده نباید دچار تواضع و فروتنی کذب شده و عقب بنشیند. هر کسی باید با سرعت مشخص خود پیشرفت کند و نا با سرعتی که دیگران ادعا میکنند امکان پذیر است. استاد هنگامی از راه میرسد که شاگرد از لحاظ معنوی آماده باشد و نه آن زمانی که شاگرد گمان کند که آماده است. به همین دلیل است که آنها را شاگرد خطاب میکنند زیرا دانشی ندارند، آنها هنوز در حال یادگیری میباشند ودر جایگاهی نیستند که بتوانند نظری در مورد آماده بودنشان داشته باشند!

7- ذهن آگاهی درست: این ذهن انسان است که اعمالش را کنترل میکند، فکر والد عمل است، پس اگر شما به کاری فکر کنید اولین قدم را در انجام آن کار برداشته اید، برخی از افکار بسیار نا هماهنگ میباشند، تمایلات جسمی ممکن است مزاحمتی برای فرد ایجاد کند یا یا باعث صدمه به او شود، برای مثال کسی ممکن است میل شدیدی به خوردن غذایی سنگین داشته باشد این میل دردی برای آن فرد ایجاد نمیکند اما زیاده خوردن ایجاد درد میکند. شما باید این را به خاطر داشته باشید که احساسات کوتاه مدت هستند و مانند باد که در حال تغییر است می آیند و می روند، احساسات بسیار ناپایدار هستند و نمیتوان به آنها اعتماد کرد. فرد باید به خودش بیاموزد که در همه حال ذهن آگاهی داشته باشد بدون توجه داشتن به امیال در حال تغییر خود.

8- تعمق درست: گوتاما به خوبی میدانست که یوگا به هیچ طریقی نمیتواند پاسخی برای دستاوردهای معنوی باشد. یوگا تنها یک سری تمرییناتی است که ذهن را قادر به کنترل بدن فیزیکی میسازد. یوگا برای مطیع کردن بدن در برابر اوامر ذهن طراحی شده و برای تکامل معنوی طراحی نشده است. در تعمق صحیح فرد باید افکار نامربوط ذهن را کنترل کند فرد باید نیازهای حقیقی خویش را بشناسند. با تعمق صحیح فرد میتواند مراقبه کند (تعمق کند) تا بتواند بدون استدلال و با بصیرت خویش درست را از نادرست تشخیص دهد ( استدلال و ترس دو ترمزی هستند که تکامل معنوی شما را کند می کنند).

طریق هشتگانه یک هدف حقیقی دارد، هدفی که افراد با دنبال کردن مسیرش به نتیجه نهایی مطلوب میرسند، آنها به نیروانا دست میابند. نیروانا در حقیقت به معنی پایان امیال است پایان خشم و طمع است. پایان یافتن طمع و دیگر شهوات جسمانی، هر زن یا مردی را قادر میسازد که به سعادت برسند. نیروانا رهایی از جسم ، رهایی از شهوات و شکم پرستیهای کالبد میباشد و به هیچوجه به معنی پایان دادن به تجربیات، آگاهی و یا زندگی نیست. این کاملا نادرست خواهد بود اگر بگوییم نیروانا به معنی موجودیت در حالتی از نیستی است .این اشتباهی است که افراد جاهلی مرتکبش میشوند که موضوعات را از ابتدا به درستی درک نکرده اند.

نیروانا رهایی از شهوات است، رهایی از انواع گرسنگی ها و تمایلات شرم آور جسمانی است. حالت نیروانا در یک حالت خلوص بودن است، خالص از آنچه به شهوات جسمانی مربوط باشد. اما وقتی که فرد به نیروانا رسید، که همان رهایی از تمایلات جسمانی است، فرد هنوز در مسیر خود در آموختن موضوعات معنوی پیش میرود تا به سطوح پیشرفته ای از وجود برسد. هر چه بیشتر بدانید چیزهای بیشتری برای یادگیری هست.

سفارش شده که افراد مطالعه کنند و مطالب مقدس را خوانده و با دقت به آموزه های آموخته شده افراد خردمند گوش دهند. اگر چه تمام کلمه های چاپ شده و نوشته شده تنها باید به عنوان سوختی برای تمرینات ذهنی فرد استفاده شوند، که وقتی فرد تجربه ای کسب کرد بتواند آن تجربه را با حقایق بزرگی که توسط دیگران مطرح شده مطابقت دهد این بدین معناست که با اتکا به تئوری پیشرفت زیادی نخواهید کرد، شما باید فردی تجربی وهمچنین دانش آموزی برای مطالب مکتوب باشید. گفته میشود که یک تصویر ارزشی فراتر از هزار کلمه دارد اما من میگویم که یک تجربه ارزشی فراتر از هزار تصویر دارد.

در زندگی پر هیاهوی امروزی شاید نتوانید به همه حقایق اصیل دست یابید اما این را به عنوان شکست نبینید زیرا چنین نیست. تلاش برای موفقیت در این زندگی به شما در زندگی بعد کمک خواهد کرد. شما باید برای بودا شدن بدون در نظر گرفتن شرایط زندگیتان تلاش کنید . تنها چیزی که باید به آن توجه کنید این است که چه طور زندگی میکنید؟ آیا مطابق با مسیر میانه زندگی میکنید؟ آیا بر اساس قوانین طلایی زندگی میکنید که با دیگران چنان کن که دوست داری با تو چنان کنند؟ اگر چنین است آنگاه شما در مسیر بودا شدن هستید. پس با داشتن افکار خالص افکار ناخالص را از ذهنمان دور نگه میداریم و چیزی را که به آن پس از خروج از کالبد فیزیکی مان باز میگردیم را تقویت میکنیم. زیرا هر کاری که شما در اینجا انجام میدهید به نفع خود ماوریی تان خواهدبود پس به نفع خود شما خواهد بود، زیرا شما یکی هستید.